اقتصاد اسلامی، جمالِ حکمت در رفاهِ قدسی
به قلم: علی احتشامی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ
الحمدُ للهِ الَّذی جَعَلَ المَالَ قِوامَ الحَیاهِ، لا قِوامَ النفسِ به، و نَصَبَ الرِّزقَ مِفتاحَ الشُّکرِ و عبرتَ الغُرور.
انسان در آیهی خلقت، «خَلیفَهُ الله» است، نه زاهدی منقطع از خاک و بازار. چنانکه خدای سبحان فرمود:
«هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الأَرضَ ذَلُولًا فَامشُوا فی مَناکِبِها وَکُلُوا مِن رِزقِهِ»
(الملک، ۱۵)
این فرمان، دعوتی است به «حرکت، عمران و بهرهمندی»، نه به فقر و رکود. اقتصاد اسلامی، دانشِ تنظیمِ رفاه در مدارِ ذکر و تزکیه است؛ رفاهی که انسان را مالکِ ابزار میخواهد، نه مملوکِ مال.
اسلام، فقرِ تحمیلی را ظلم میداند و منعِ نعمت را کفرانِ «فضلِ الهی».
حدیث نبوی
«نِعمَ المالُ الصالحُ للرجلِ الصالحِ»
چه نیکوست مالِ پاک در دستِ انسانِ صالح.
پس اسلام با ثروت مخالفت ندارد؛ بلکه با وابستگیِ روح به آن مخالف است. میانِ تجمّلِ دنیوی و تکاملِ روحانی، تضاد نیست اگر ابزارِ نعمت، در خدمتِ شکر و خدمت باشد.
رفاه در قرآن، مقدمهی شکر است، نه غفلت
«وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ»
(ابراهیم، ۷)
«زیادت» در این آیه، تنها افزونی نعمت نیست؛ توسعهی شعور، قدرت و زیست کرامتمند است.
سَرف (اسراف)
مذموم و نکوهیده در اسلام
رونق زندگی
جلوهای از جمال الهی
ثروت حلال
سجدهای از جنسِ عمران
نگاه عرفانی به مال و ثروت
از نگاه عرفانی، زر و سیم، اگر بر دل ننشیند، برکفِ مؤمن، ابزارِ عبادت است.
کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام
«الدنیا دارُ صِدقٍ لِمَن صَدَقَها، و دارُ غِنىً لِمَن تَزَوَّدَ مِنها.»
جمعبندی حکیمانه
پس اقتصاد اسلامی، نه دعوت به عسرت است، نه تجویز اسراف؛ بلکه دعوت به رفاهِ قدسی است — زندگیِ باشکوهِ در مسیرِ حق، که هم خانه را آباد میخواهد و هم دل را.
در چشمِ خداوند، «بیتالنعیم» بر زمین، همان است که در آن نعمت، وسیلهی خدمت گردد؛ و «غنای حقیقی»، غنای روح در سایهی رزقِ پاک است.